«سرقفلی» یکی از مفاهیم پر تکرار و پر کاربرد در دعاوی ملکی تجاری است. اگر به دعاوی سرقفلی برخورد کردید و به دنبال وکیل تخلیه سرقفلی هستید و یا میخواهید با قوانین تخلیه ملک تجاری و مفهوم تخلیه سرقفلی به طور دقیق آشنا شوید، مطالعه این مقاله میتواند کمک بسیاری به شما کند.
وقتی شما به عنوان مالک، مستأجر یا حتی وکیل با واژه «تخلیه سرقفلی» روبهرو میشوید، احتمالاً اولین چیزی که به ذهنتان میرسد این است که بالاخره حق با چه کسی است؟ مالک یا مستأجر؟
واقعیت این است که برای این سوال پاسخ سادهای وجود ندارد و دقیقاً همین پیچیدگی باعث شده است که نقش وکیل تخلیه سرقفلی پررنگ شود. اگر شما قصد دارید درگیر چنین پروندهای شوید یا حتی میخواهید مسیر حرفهای وکالت در این حوزه را آغاز کنید، دانستن نکات و جزئیات قانونی و کاربردی تخلیه سرقفلی برای شما ضروری است.
تخلیه سرقفلی چیست؟
شاید برایتان پیش آمده باشد که در یک جمع خانوادگی یا بین دوستانتان، بحث تخلیه مغازه شخصی پیش کشیده شود و شنیده باشید که شخصی مغازهاش را تخلیه کرده، اما کلی پول دریافت کرده است. در اینجا برای شما سوال پیش آمده باشد که چرا شخص باید برای تخلیه مغازه پولی بدهد یا دریافت کند؟ مفهوم تخلیه سرقفلی در اینجا خودش را نشان میدهد.
میتوان گفت تخلیه سرقفلی یعنی «اقدام قانونی مالک برای پس گرفتن ملک تجاری که در اختیار مستأجر است، با وجود اینکه مستأجر بابت آن حقی به نام سرقفلی یا حق کسب و پیشه دارد و باید این حق به مستأجر پرداخت شود.»
اگر شما به عنوان مالک یک مغازه، قصد بازپسگیری ملک خود را داشته باشید، نمیتوانید به یکباره و ناگهانی به مستأجر خود بگویید که مغازه را تخلیه کند و برود. چرا؟ چون مستأجر شما دارای حقی به نام سرقفلی است و این حق باعث میشود تخلیه تنها با شرایط خاص قانونی امکانپذیر باشد.
تخلیه سرقفلی در قانون روابط موجر و مستأجر سال 56
اگر شما یا خانوادهتان قرارداد اجارهای را قبل از سال 1376 بسته باشید، حتماً مشمول قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال 1356 هستید. در این قانون، مستأجر نقش پررنگتری دارد و حمایت گستردهای از او شده است. به بیان ساده، قانونگذار سال 56 معتقد بود که مستأجر باید از امنیت شغلی برخوردار باشد تا بتواند کسب و کارش را رونق دهد.
به همین دلیل در ماده 14 این قانون، شرایط مشخصی برای تخلیه پیشبینی شده است؛ از جمله:
- انتقال به غیر بدون اذن موجر (بند های 1 و 2 ماده 14): اگر مستأجر ملک را به دیگری واگذار کند یا حتی تحت عناوینی مثل وکالت یا نمایندگی، اختیار استفاده را به غیر بدهد، موجر حق فسخ دارد.
- تغییر شغل بدون اجازه مالک (بند 7 ماده 14): اگر مستأجر بدون رضایت موجر، شغل مورد اجاره را تغییر دهد، مالک میتواند درخواست تخلیه کند.
- تعدی و تفریط در استفاده از ملک (بند 8 ماده 14): اگر مستأجر به نحوی از ملک استفاده کند که به آن خسارت بزند یا برخلاف منافع مورد اجاره عمل نماید.
- عدم پرداخت اجارهبها ظرف سه ماه (بند 9 ماده 14): در صورت نپرداختن اجاره در مواعد مقرر، و بیاعتنایی به اخطار رسمی، مالک میتواند فسخ کند.
برای مثال، اگر شما مغازهای را در سال 1365 اجاره دادهاید و مستأجر شما بعد از مدتی بدون اجازه شما مغازه را به شخص دیگری واگذار کرده باشد، میتوانید به استناد بند های 1 و 2 ماده 14 دادخواست تخلیه بدهید. اما در نظر داشته باشید که در این قانون، حتی وقتی که حکم تخلیه صادر میشود، باز هم مستأجر معمولا حق کسب و پیشه یا سرقفلی خود را دریافت میکند؛ چون قانون 56 تأکید دارد که این حق به نوعی متعلق به مستأجر است و باید جبران شود.
تخلیه سرقفلی در قانون روابط موجر و مستأجر سال 76
اما از سال 1376 به بعد، نگاه قانونگذار تغییر کرد. قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال 76 به طور کلی فلسفهی متفاوتی دارد: اصل را بر «آزادی قراردادها» گذاشته است.
در این قانون، اگر شما به عنوان مستأجر هنگام عقد قرارداد مبلغی به عنوان سرقفلی پرداخت نکرده باشید، اصولاً حقی به نام سرقفلی برایتان شکل نمیگیرد. به این موضوع در ماده 6 قانون روابط موجر و مستأجر سال 76 صراحتاً اشاره شده است:
«هرگاه مالک، ملک تجاری خود را به اجاره واگذار نماید، میتواند مبلغی را تحت عنوان سرقفلی از مستأجر دریافت نماید.»
به عبارت دیگر، حق سرقفلی فقط زمانی به رسمیت شناخته میشود که شما و مالک در ابتدای قرارداد آن را قید کرده و مبلغی هم پرداخت کرده باشید. همچنین در این قانون، در پایان مدت اجاره، مالک میتواند با طرح دعوای تخلیه، ملک خود را پس بگیرد؛ حتی اگر مستأجر مخالف باشد. اما اگر سرقفلی پرداخت شده باشد، مالک باید هنگام تخلیه مبلغ پرداخت شده را به نرخ روز به مستأجر بازگرداند.
به عنوان مثال، اگر شما در سال 1390 یک مغازه را بدون پرداخت سرقفلی اجاره کرده باشید، در پایان مدت قرارداد، مالک میتواند بدون هیچ پرداختی، حکم تخلیه بگیرد.
نکتهی قابل توجه دیگر در این قانون، این است که مستأجر در طول مدت اجاره میتواند حق خود را به دیگری منتقل کند (مگر آنکه حق انتقال سلب شده باشد) و این انتقال معمولاً مستلزم رعایت مقررات و شروط قرارداد است.
تفاوت عمده قانون سرقفلی مغازه در سال 56 با سال 76
شاید شما هم مانند بسیاری این سوال را داشته باشید که «تفاوت اصلی این دو نوع قانون چیست؟» و یا اینکه «قراردادتان تابع کدام قانون است؟»
تفاوت اصلی دو قانون سرقفلی مغازه در سال 56 و سال 76
برای اینکه تفاوت این دو قانون را بهتر درک کنید، تصور کنید پدر شما در سال 1360 مغازهای را اجاره کرده و از آن زمان تا امروز مشغول کسب و کار در آن مغازه است. در این حالت، حتی اگر مالک امروز بخواهد مغازه را تخلیه کند، باید «حق کسب و پیشه» پدر شما را پرداخت کند. اما اگر خود شما در سال 1395 مغازهای اجاره کردهاید و مبلغی تحت عنوان سرقفلی ندادهاید، مالک در پایان مدت قرارداد میتواند به سادگی درخواست تخلیه بدهد.
به طور خلاصه:
در قانون 56: اصل حمایت از مستأجر است و حق کسب و پیشه اهمیت دارد.
در قانون 76: اصل آزادی قراردادها است و همه چیز به توافق اولیه وابسته است.
به گونهی دیگر میشود گفت تفاوت اساسی آنها در دو نکته خلاصه میشود:
میزان حمایت از مستأجر:
در قانون 56، مستأجر به نوعی شریک تجاری محسوب میشود و حق کسب و پیشهاش بسیار مهم و پررنگ است. حتی وقتی مهلت قرارداد به اتمام میرسد، همچنان حق دریافت مبلغ سرقفلی را دارد.
اما در قانون 76، مستأجر فقط وقتی چنین حقی دارد که در ابتدای قرارداد مبلغی پرداخت کرده باشد.
اختیار مالک در تخلیه:
در قانون 56، مالک برای تخلیه باید شرایط خاصی را اثبات کند (مثل تغییر شغل، انتقال به غیر یا عدم پرداخت اجاره).
اما در قانون 76، پایان مدت قرارداد خودش دلیل کافی برای تخلیه است؛ مگر اینکه طرفین روی شرط دیگری توافق کرده باشند.
این تفاوتها، دلیل اصلی بسیاری از اختلافات و پروندههای حقوقی امروز هستند.
قرارداد شما تابع کدام قانون است؟
پاسخ این سوال روشن است: تاریخ انعقاد قرارداد. اگر تاریخ انعقاد قراردادتان قبل از 76 باشد، قانون 56 اجرا میشود که حمایت بیشتری از مستأجر دارد. اما اگر بعد از 76 باشد، مطابق قانون سال 76 رفتار میشود که در این صورت شرایط برای مالک سادهتر است.
انواع تخلیه سرقفلی
وقتی وارد جزئیات تخلیه سرقفلی میشوید، متوجه میشوید که تخلیه سرقفلی تنها یک حالت ندارد. شما ممکن است به دلایل مختلفی مجبور به تخلیه سرقفلی شوید و در تمام این موارد، به وکیل تخلیه سرقفلی نیاز پیدا خواهید کرد.
تخلیه به منظور احداث ساختمان جدید
فرض کنید مغازهی شما قدیمی و فرسوده شده است و شما میخواهید آن را تخریب کرده و ساختمانی نوساز بهجای آن بسازید. در این حالت، قانون به شما اجاره میدهد که درخواست تخلیه دهید.
تخلیه سرقفلی به منظور رفع نیاز شخصی
فرض کنید شرایطی به وجود بیاید که شما واقعاً به مغازه خود نیاز پیدا کنید. مثلاً فرزندتان از شما بخواهد مغازه را در اختیارش قرار دهید تا در آن کسب و کاری راه بیاندازد. در این صورت، قانون این حق را برای شما به رسمیت شناخته است، اما باید حقوق مستأجر را به او پرداخت کنید.
تخلیه سرقفلی به منظور سکونت
هرچند که این مورد نادر است و کمتر از بقیه موارد ممکن است برایتان پیش بیاید، اما اگر ملک تجاری شما قابلیت تبدیل شدن به ملک مسکونی را داشته باشد و شما بخواهید در آن زندگی کنید، امکان طرح دعوا وجود دارد و میتوانید درخواست تخلیه بدهید.
تخلیه سرقفلی به جهت انتقال به غیر
مطابق قانون، اگر مستأجر شما بدون اذن و اجازهی شما مغازه را به شخص دیگری واگذار کند، شما میتوانید به عنوان مالک درخواست تخلیه بدهید.
تخلیه سرقفلی به لحاظ تعدی و تفریط
تصور کنید مستأجر شما به جای استفاده معمول از مغازه، مغازه را به انبار مواد شیمیایی تبدیل کند و ملک شما در معرض خطر و ضرر قرار بگیرد، در این مورد میتوان گفت تعدی و تفریط اتفاق افتاده و این حق برای شما ایجاد میشود که درخواست تخلیه دهید.
تخلیه سرقفلی به علت تغییر شغل
مطابق قانون، تغییر شغل مستأجر بدون اذن و تایید شما میتواند دلیلی برای درخواست تخلیه توسط شما باشد. فرض کنید شما مغازه خود را به جهت تبدیل شدن به سوپر مارکت اجاره دادهاید، اما مستأجر شما شروع به فعالیت در زمینه فست فود و رستوران کند. در این مورد شما میتوانید با استناد به قانون و با کمک وکیل تخلیه سرقفلی، درخواست تخلیه ملک خود را دهید.
تخلیه سرقفلی به جهت تخلف از شرط
اگر در قرارداد شما شروطی برای مستأجر ذکر شده باشد اما مستأجر خلاف این شروط عمل کند، شما میتوانید درخواست تخلیه دهید. به عنوان مثال شما در قرارداد به عنوان شرط ذکر کردهاید که مستأجر حق ندارد تابلوی بزرگی سر در مغازه نصب کند یا اینکه مستأجر حق ندارد با سر و صدای خود مزاحم اهالی دیگر شود، اگر مستأجر شما این شروط را رعایت نکند و خلاف این شروط عمل نماید، میتوانید درخواست تخلیه بدهید.
تخلیه سرقفلی به جهت عدم پرداخت اجاره بها
تخلیه سرقفلی به دلیل عدم پرداخت اجاره بها، یکی از شایعترین دلایل طرح دعوای تخلیه است. اگر مستأجر در موعد مقرر شده اجاره خود را پرداخت نکند، شما پس از ارسال اظهارنامه برای مستأجر، حق درخواست تخلیه خواهید داشت.
تخلیه سرقفلی به لحاظ امتناع مستأجر از تنظیم اجاره نامه
در مواردی شما اصرار دارید که با مستأجر قرارداد جدیدی ببندید، اما مستأجر بنا به هر دلیلی در این زمینه با شما همکاری نمیکند. در این مورد هم حق طرح دعوای تخلیه برای شما ایجاد میشود.
تخلیه سرقفلی به جهت تجدید بنا
گاهی ممکن است برای شما پیش بیاید که ساختمان یا مغازهای که سالها محل فعالیت اقتصادی شما بوده است، به دلیل فرسودگی یا نیاز به توسعه، احتیاج به تخریب و نوسازی پیدا کند. در چنین شرایطی، قانون به مالک این حق را داده است که درخواست «تخلیه ملک به منظور تجدید بنا» را بدهد، اما در نظر داشته باشید که این حق مطلق و بدون محدودیت نیست. در واقع، در کنار حق شما به عنوان مالک، حقوق مستأجر و دارنده سرقفلی نیز باید رعایت شود.
معنا و مفهوم تجدید بنا
«تجدید بنا» به زبان ساده، یعنی تخریب بنای موجود و ساختن ساختمانی جدید به جای آن.
این موضوع میتواند دلایل مختلفی داشته باشد که در ادامه برخی از این دلایل را با هم بررسی میکنیم:
- فرسودگی و ناایمن بودن بنا (مثلاً مغازهای قدیمی در مرکز شهر که به علت قدیمی بودن استحکام لازم را ندارد).
- نیاز به توسعه یا تغییر کاربری ملک (مثلاً مالک تصمیم دارد یک مجتمع تجاری مدرن به جای یک پاساژ قدیمی بسازد).
- الزام شهرداری و نهادهای شهری برای بازسازی (به دلیل طرحهای توسعه شهری).
اگر شما مستأجر باشید، برای شما به عنوان مستأجر تجدید بنا به این معناست که باید مغازه یا محل کسب خود را تخلیه کنید؛ اما در عوض، قانون از شما حمایت میکند تا حقوق مالیتان ضایع نشود.
شرایط طرح دعوی تخلیه سرقفلی به جهت تجدید بنا
مطابق بند 1 ماده 15 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال 1356، یکی از مواردی که موجر میتواند طبق آن درخواست تخلیه بدهد، تجدید بنا یا نوسازی ملک است.
اما این امر مستلزم شرایط خاصی است:
مالک باید قصد واقعی برای نوسازی داشته باشد. صرف بیان اینکه میخواهد بنا را تجدید کند کافی نیست. مالک باید حتما پروانه ساخت یا مجوز شهرداری را ارائه دهد.
طرح دعوا باید با استناد قانونی باشد. یعنی مالک باید در دادخواست خود به ماده قانونی مربوطه اشاره کند و دلایلش را هم ضمیمه کند.
پرداخت حقوق مستأجر الزامی است. یعنی حتی اگر دادگاه به نفع مالک حکم تخلیه بدهد، اجرای این حکم منوط به پرداخت حق کسب و پیشه یا سرقفلی به مستأجر خواهد بود.
به عنوان مثال، تصور کنید یک مغازه کوچک عطاری در بازار قدیم دارید. ساختمان کل پاساژ به حدی فرسوده است که شهرداری اخطار تخریب صادر کرده است. در این شرایط، مالک پاساژ میتواند دادخواست تخلیه بدهد، اما موظف است قبل از تخلیه، ارزش سرقفلی شما را بپردازد.
لازمه نداشتن احداث بنا با مخروبه بودن ملک
ممکن است این سوال به ذهن شما خطور کند که آیا صرف قدیمی بودن یا مخروبه بودن ملک، دلیل کافی برای تخلیه را به ما میدهد؟پاسخ این سوال این است که: خیر. مخروبه بودن ملک به تنهایی دلیل قانونی برای تخلیه نیست، بلکه شما باید هم نیاز به تخریب ملک، و هم قصد احداث بنای جدید به جای ملک را اثبات کنید.
به عنوان مثال، اگر شما به عنوان مالک صرفاً نشان دهید که سقف مغازه پوسیده و دیوارها ترک برداشتهاند، ولی هیچ مجوز قانونی یا برنامهای برای ساخت بنای جدید ارائه ندهید، دادگاه نمیتواند به نفع شما حکم تخلیه صادر کند. در واقع، قانون با این شرایط میخواهد جلوی سوءاستفاده گرفته شود تا مالک نتواند صرفاً به بهانه فرسودگی ملک، مستأجر را از آن بیرون کند.
تخلیه سرقفلی به جهت تجدید بنا، تخریب و نوسازی مستلزم پرداخت حقوق مستأجر است.
یکی ار اصول مهم در قوانین ایران، این است که: «هیچکس نباید بدون جبران ضرر، از حق خود محروم شود». به همین دلیل، در پروندههای تجدید بنا، دادگاه تنها زمانی حکم تخلیه را اجرا میکند که مالک حق کسب و پیشه یا سرقفلی مستأجر را بپردازد.
این حق معمولاً توسط کارشناس رسمی دادگستری تعیین میشود و به عواملی مثل نوع شغل، موقعیت ملک، مدت زمان فعالیت کسبوکار و شهرت محل بستگی دارد.
به عنوان مثال، فرض کنید شما 20 سال است که در مغازهای در یک پاساژ قدیمی، در میدان ولیعصر تهران فروشگاه لباس دارید، اما مالک پاساژ به یکباره تصمیم میگیرد پاساژ را تخریب و برج تجاری جدیدی را به جای آن بسازد. پس از ارائه مدارک و مستندات توسط مالک، دادگاه میتواند حکم تخلیه را به نفع او صادر کند، اما مالک باید قبل از آن، مبلغ قابل توجهی را به شما بپردازد تا شما بتوانید کسبوکارتان را در مکانی دیگر ادامه بدهید و متحمل ضرر نشوید.
نمونه رای و مثال قضایی از تخلیه سرقفلی به جهت تجدید بنا
در یکی از پروندههای مطرح در دادگاه حقوقی تهران، مالک یک پاساژ قدیمی با ارائه پروانه ساخت و مجوز تخریب از شهرداری، دادخواست تخلیه علیه چندین مستأجر را ارائه داد.
دادگاه با توجه به بند 1 ماده 15 قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356، حکم تخلیه را صادر کرد، اما اجرای حکم را منوط به پرداخت حقوق تمامی مستأجران دانست. در ادامه، کارشناس رسمی دادگستری برای هر واحد تجاری مبلغی بابت حق کسب و پیشه تعیین کرد. پس از پرداخت این مبالغ توسط مالک، احکام تخلیه اجرا شد و مستأجران ملک را تخلیه کردند.
اتمام مدت اجاره و فسخ اجاره سرقفلی
گاهی تخلیه به خاطر پایان قرارداد یا فسخ آن اتفاق میافتد.
- اتمام مدت اجاره سرقفلی: اگر مدت قرارداد به اتمام برسد و شما قصد نداشته باشید که آن را تمدید کنید، میتوانید درخواست تخلیه بدهید.
- فسخ اجاره سرقفلی: در صورت تخلف مستأجر از شروط قرارداد، شما به عنوان مالک حق فسخ خواهید داشت.
موارد عدم پرداخت سرقفلی در قانون روابط موجر و مستأجر سال 76
مطابق ماده 9 قانون روابط موجر و مستاجر سال 76، چنانچه مدت اجاره به اتمام رسیده باشد و مالک نیز مبلغی به عنوان سرقفلی دریافت ننموده باشد، و یا اینکه مستأجر کلیه حقوق ضمن عقد را استیفاء کرده باشد، هنگام تخلیه عین مستأجره حق دریافت سرقفلی را نخواهد داشت.
به بیان سادهتر، طبق این قانون اگر مستأجر مبلغی به عنوان سرقفلی نپرداخته باشد، اصلاً چنین حقی برای او شکل نمیگیرد.
مراحل و مراجع قانونی تخلیه سرقفلی
وقتی بحث تخلیه سرقفلی به میان میآید، اولین دغدغه بسیاری از افراد این است که «به عنوان وکیل تخلیه سرقفلی باید از کجا شروع کنیم و کدام مرجع قانونی صلاحیت رسیدگی دارد؟»
برخلاف تصور رایج، تخلیه سرقفلی تنها یک اقدام ساده نیست، بلکه مجموعهای از مراحل و مراجعی است که بسته به شرایط قرارداد اجاره، سال انعقاد آن و نوع اختلاف میان موجر و مستأجر و … متفاوت خواهد بود.
مراجع صالح جهت تخلیه سرقفلی
به طور کلی، دو مرجع اصلی برای رسیدگی به دعاوی تخلیه سرقفلی وجود دارد:
دادگاههای عمومی حقوقی:
این دادگاهها مرجع اصلی رسیدگی به دعاوی تخلیه سرقفلی هستند، به ویژه در مواردی که قرارداد اجاره مشمول قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 باشد و یا اختلاف بر سر حقوق سرقفلی وجود داشته باشد.
ادارات ثبت اسناد و املاک (دایره اجرای ثبت):
اگر قرارداد اجاره رسمی باشد (یعنی در دفترخانه اسناد رسمی ثبت شده باشد) و مدت اجاره به پایان برسد، موجر میتواند بدون مراجعه به دادگاه و صرفاً از طریق اداره ثبت اقدام به تخلیه کند.
به عنوان مثال، تصور کنید شما یک مغازه را با سند رسمی اجاره کردهاید. وقتی مدت اجاره تمام میشود و مالک نمیخواهد قراردادش را با شما تمدید کند، میتواند مستقیماً به اداره ثبت مراجعه کند و تقاضای تخلیه بدهد. در این حالت روند رسیدگی سریعتر از دادگاه خواهد بود.
آیا امکان صدور دستور تخلیه سرقفلی وجود دارد؟
بله امکان این موضوع وجود دارد، اما نه در همهی شرایط. در ادامه این شرایط را بررسی میکنیم.
قانون روابط موجر و مستأجر 1376
قانون روابط موجر و مستأجر سال 1376 این امکان را پیشبینی کرده است. اگر قرارداد اجاره کتبی، مدتدار و رسمی باشد و مدت آن تمام شده باشد، موجر میتواند از دادگاه یا اداره ثبت، دستور تخلیه فوری بگیرد.
قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356
در مقابل، در مواردی که قرارداد مشمول قانون 1356 باشد (مثل قراردادهای قدیمی یا بدون مدت)، صدور «دستور تخلیه» به این سادگی نیست و باید دادخواست مطرح و حکم دادگاه صادر شود.
تخلیه سرقفلی از طریق دادگاه
بیشتر پروندههای تخلیه سرقفلی در دادگاههای حقوقی بررسی میشوند. در ادامه روند کلی این امر را با هم بررسی میکنیم.
- ثبت دادخواست: موجر دادخواست تخلیه را در دفاتر خدمات قضایی ثبت میکند.
- رسیدگی دادگاه: دادگاه مدارک، قرارداد اجاره و ادله موجر را بررسی میکند.
- صدور حکم یا دستور: بسته به شرایط قرارداد، دادگاه یا «حکم تخلیه» صادر میکند و یا «دستور تخلیه».
- اجرا: پس از قطعیت حکم یا دستور، پرونده به اجرای احکام دادگاه فرستاده میشود و تخلیه انجام میگیرد.
نکتهای که باید به آن توجه کنید، این است که در قانون روابط موجر و مستأجر 56، دادگاه تنها پس از بررسی دلایل قانونی (مثل تغییر شغل، نیاز شخصی موجر یا تجدید بنا) حکم تخلیه را صادر میکند. در حالیکه در قانون روابط موجر و مستأجر 76، اگر مدت اجاره تمام شده باشد، دستور تخلیه صادر میشود و نیازی به بررسیهای پیچیده نیست.
تفاوت دستور تخلیه با حکم تخلیه چیست؟
این سوال بسیار پر تکرار است. در ادامه به بررسی تفاوت دستور تخلیه و حکم تخلیه میپردازیم.
دستور تخلیه
دستور تخلیه تصمیمی سریع، فوری و قابل اجراست که معمولاً در مواردی که مشمول قانون روابط موجر و مستأجر 76 میشوند، مطرح میشود. نیازی به رسیدگی طولانی ندارد و ظرف چند روز توسط اجرای احکام یا اداره ثبت اجرا میشود.
حکم تخلیه
حکم تخلیه نتیجه رسیدگی کامل دادگاه است. در مواردی که مشمول قانون روابط موجر و مستأجر 56 میشوند، بیشتر با حکم تخلیه مواجه میشویم. زیرا دادگاه باید دلایل را بررسی کرده و پس از رسیدگی مفصل، رای صادر کند.
تخلیه سرقفلی از طریق دایره اجرای اداره ثبت
گاهی مسیر دادگاه طولانی و پر هزینه است. در این شرایط، قانونگذار راه سادهتری را پیشبینی کرده است و آن راه، مراجعه به اداره ثبت است.
این امکان فقط در دو صورت وجود دارد:
- قرارداد اجاره رسمی باشد (در دفترخانه اسناد رسمی تنظیم شده باشد).
- مدت اجاره منقضی شده باشد.
روند تخلیه سرقفلی از طریق دایره اجرای اداره ثبت بدین صورت است:
- موجر به دفترخانهای که قرارداد در آن تنظیم شده است مراجعه میکند.
- تقاضای تخلیه را ثبت میکند.
- دفترخانه پرونده را به اداره ثبت ارجاع میدهد.
- دایره اجرای ثبت بدون نیاز به طرح دعوی در دادگاه، تخلیه را انجام میدهد.
قوانین و مدارک مرتبط با تخلیه سرقفلی
اگر شما قصد دارید به عنوان وکیل تخلیه سرقفلی، ملکی را تخلیه کنید یا از حقوق خود در سرقفلی دفاع کنید، باید با قوانین و مدارک مرتبط با تخلیه سرقفلی آشنا باشید.
قانون در این زمینه نه تنها حقوق مالک را تضمین کرده است، بلکه از حقوق مستأجر و دارنده سرقفلی نیز حمایت میکند. این آگاهی به شما کمک میکند تا در مسیر قانونی سردرگم نشوید و بهترین تصمیم را بگیرید.
قانون سرقفلی
همانطور که در مطالب قبل اشاره شد، مجموعهای از مواد قانونی در سالهای 56 و 76 به این موضوع پرداختهاند.
قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356
در این قانون، مستأجر پس از مدتی فعالیت در ملک، به طور طبیعی صاحب «حق کسب و پیشه و تجارت» میشود. به همین دلیل، حتی پس از پایان مدت اجاره، موجر نمیتواند بدون پرداخت این حق، ملک را پس بگیرد.
قانون روابط موجر و مستأجر سال 1376
در این قانون، سرقفلی تنها زمانی به رسمیت شناخته میشود که هنگام انعقاد قرارداد اجاره، مستأجر مبلغی را به موجر پرداخت کرده باشد. بنابراین، حق سرقفلی قراردادی است، نه طبیعی.
قوانین تخلیه مغازه سرقفلی توسط مالک
قانون به مالک اجازه داده است که در شرایط مشخصی ملک را تخلیه کند. مهمترین این شرایط عبارتاند از:
- پایان یافتن مدت اجاره
- نیاز شخصی مالک به ملک
- تغییر شغل مستأجر برخلاف قرارداد
- تعدی و تفریط یا آسیب به ملک
- تخریب و نوسازی یا تجدید بنا
- مدارک مورد نیاز برای تخلیه سرقفلی
مهمترین این مدارک عبارتاند از:
-
- سند مالکیت: اثبات اینکه شما مالک رسمی ملک هستید.
- قرارداد اجاره: چه رسمی باشد و چه عادی، باید وجود رابطه استیجاری را نشان دهد.
- دلایل قانونی: مثل پروانه ساخت برای تجدید بنا، یا گواهی عدم پرداخت اجاره بها.
- مدارک شناسایی طرفین: کارت ملی و شناسنامه برای ثبت دادخواست و اجرای حکم.
نسبت ارزش سرقفلی به ملک
نسبت ارزش سرقفلی به ملک به عوامل مختلفی بستگی دارد:
موقعیت جغرافیایی ملک: مثلا ممکن است مغازهای که در یک پاساژ معروف که در مرکز شهر قرار دارد، ارزش سرقفلیاش چند برابر ارزش خود ملک باشد. اما اگر همین مغازه در شهری کوچک و محلهای عادی باشد، ارزش ملک بالاتر از سرقفلی باشد.
-
- نوع شغل و رونق کسبوکار
- سابقه فعالیت مستأجر در ملک
- شرایط بازار ملک و اقتصاد کشور
- نمونه اجاره سرقفلی
برای درک بهتر، مواردی را که در نمونه اجاره سرقفلی به آن پرداخته میشود بررسی میکنیم:
-
- طرفین قرارداد اجاره سرقفلی (شامل اطلاعات شخصی، آدرس طرفین قرارداد)
- موضوع قرارداد و مشخصات مورد اجاره
- مدت اجاره و تسلیم آن
- اجاره بها و نحوه پرداخت
- شرایط و آثار قرارداد اجاره سرقفلی
- نسخ و تصدیق قرارداد اجاره سرقفلی
جمع بندی
اگر شما به عنوان مالک، مستأجر و یا حتی وکیل تخلیه سرقفلی وارد پرونده تخلیه سرقفلی شوید، به سرعت متوجه میشوید که این مسیر پر از پیچ و خم حقوقی است و اصلاً مسیر سادهای نیست. آگاهی از قوانین روابط موجر و مستأجر سال 56 و 76، شناخت شرایط تخلیه و اطلاع از حقوق طرفین میتواند به شما کمک بسیاری کند. بهترین راهکار این است که قبل از هر اقدامی، با یک وکیل متخصص مشورت کنید.
گروه حقوقی اقدامی با مدیریت آقای حسین اقدامی، با تیمی متخصص و با تجربه بالا در زمینه دعاوی ملکی، با ارائه مشاوره دقیق و کاربردی میتواند به شما کمک کند تا بهترین تصمیم را بگیرید و جلوی ضررهای مالی و زمانی را بگیرید.
سوالات متداول
آیا میتوانم مستأجر را بدون پرداخت حق سرقفلی بیرون کنم؟
خیر، مگر در شرایط خاصی که قانون اجازه داده باشد.
آیا میتوانم سرقفلی را بفروشم؟
بله، هم مالک و هم مستأجر میتوانند سرقفلی را با شرایط قانونی انتقال دهند.
برای تخلیه، چه مدارکی نیاز دارم؟
سند مالکیت، اجاره نامه و مدارک مربوط به تخلفات احتمالی مستأجر.
اگر مستأجر موافق تخلیه نباشد، چقدر طول میکشد تا حکم تخلیه بگیرم؟
بستگی به شرایط پرونده شما دارد، اما معمولاً چند ماه زمان میبرد.